تبليغاتX
کمی آن سوتر، بهشت

کمی آن سوتر، بهشت

بنویس

!!! نوروز مبارک !!!

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعلست

که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

 

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

حافظ شیرازی

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان ، مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.

پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیده‌بود. در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.

 از: ویکی پدیا

+ نوشته شده در دوشنبه 1390/01/01ساعت 3:0 توسط saba |

هرگز نخواب..............!!!!!

هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد

سارا زبان ندارد

رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

روز وداع خورشید

زاینده رود خشکید

زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا

نامی دگر نهادند

گویی که ارش ما تیر و کمان ندارد

دزدان سرزمینت بر بیستون نویسند

اینجا خدا ندارد

هرگز نخواب کوروش

ای مهر اریایی

بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد

+ نوشته شده در پنجشنبه 1389/12/19ساعت 13:31 توسط saba |

امشب این پلنگ .........

چشم هایش از سکوت

خط و خالش از غرور

قلب سرخ و وحشی اش

مثل شر و مثل شور

 

توی سینه ام نشسته است

یک پلنگ سر به تو

سرزمین او کجاست؟

کوه و جنگل و درخت، کو؟

 

این قفس چقدر کوچک است

جا برای این پلنگ نیست

او که مثل کبک، خانه اش

زیر برف و کنج تخته سنگ نیست

 

پنجه می کشد به این قفس

رو نمی دهد به هیچ کس

او پر از دویدن است

آرزوی او

رفتن و به بیشه های آسمان رسیدن است

 

آی، با تو ام، نگاه کن

امشب این پلنگ

از دل شب، این شب سیاه

جست می زند

روی قله ی سپید ماه!

 

عرفان نظر آهاری

خیلی شعرای قشنگی می نویسه!! توصیه می کنم بخونین!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 1389/12/03ساعت 20:1 توسط saba |

آنچه یک مومن باید بخواند!

این منافقان در مثل مانند شیطانند که انسان را گفت: به خدا کافر شو پس از آن که آدمی کافر شد

بدو گوید: از تو بیزارم که من از (عقاب) پروردگار عالمیان سخت می ترسم. پس عاقبت شیطان و آدمی

 که به امر او کافر شد این است که هر دو در آتش دوزخ مخلدند.

سوره ی حشر آیه ی ۱۶ و ۱۷

 

 اگر ما این قرآن عظیم الشان را به جای دلهای خلق بر کوه نازل می کردیم مشاهده می کردی که کوه از

 ترس و عظمت خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می گشت. و این امپال را برای مردم بیان می کنیم باشد

که اهل عقل و فکرت شوند.

سوره ی حشر آیه ۲۱

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1389/11/12ساعت 16:26 توسط saba |

ماشینی که آمد!


مظفرالدین شاه

سال یک‌هزار و دویست و هفتاد و هشت شمسی، مظفرالدین‌شاه که در سفر به فرنگ شاهد عجایب

گوناگونی بود نتوانست دل از یکی از آن‌ها بردارد: ماشین.

مظفرالدین شاه به سعدالدوله وزیر مختار ایران در بلژیک دستور داد تا یک ماشین برای او تهیه کرده و راهی

ایران کند.

او هم یک دستگاه ماشین رنو همراه با یک شوفر بلژیکی برای تعلیم استخدام کرد و از راه بندرانزلی به ایران

فرستاد.ماشین هم از بندرانزلی راهی قزوین شد و مردم هم با تعجب و جشن و شادی به دیدن این هیولای

آهنی شتافتند.

ورود ماشین به ایران

بله،نزدیک به ۱۱۰ سال از ورود ماشین به ایران می‌گذرد. همان روزهای اول شوفر بلژیکی به خاطر نبود

جاده‌های مناسب و همچنین آشنا نبودن با مسیرها با کوهی برخورد کرد و اولین حادثه رانندگی در ایران شکل

گرفت !

داستانی از برخورد مردم با این تکنولوژی آن روزها

می‌گویند زمانی که عده‌ای با ماشین در حال مسافرت بودند برای استراحت وارد روستای دورافتاده می‌شوند.

روستاییان مهمان نواز بعد از دعوت از آن‌ها برای استراحت کردن به پاس احترام و مهمان‌نوازی جلوی ماشین

علف و جو می‌ریزند به این گمان که این وسیله هم باید چیزی بخورد. و این اولین برخورد از نوع دیگر با این وسیله

در ایران بوده است.

استقبال از این وسیله

در اوایل ورود ماشین به ایران چونکه ماشین‌ها با نفت کار می‌کردند و آن زمان هم نفت از روسیه وارد می‌شد و

همینطور نبود جاده‌های مناسب از این وسیله استقبال نشد ولی کم کم ایرانی‌ها که به نظر از همان ابتدا

عاشق ماشین‌سواری بودند عاشق این وسیله شدند به گونه‌ای که در سال ۱۳۰۵ تعداد اتوموبیل‌های موجود

در ایران به ۶۰۸ دستگاه رسید.

اولین اتوبوس

اما تصویر بالا هم متعلق به ورود اولین اتوبوس به ایران هست که در اواخر دوره قاجار اتفاق افتاد.

شاید مظفرالدین شاه هیچگاه گمان نمی‌کرد ورود این وسیله‌ که چشم او را در اروپا گرفته بود صد و ده سال

بعد مورد استفاده همه قرار گیرد و حتی بازتعریفی بیشتر از یک وسیله حمل و نقل پیدا کند.

این‌گونه بود که ماشین وارد ایران شد و ایرانی‌ها یک دل نه صد دل عاشقش شدند…

+ نوشته شده در شنبه 1389/08/29ساعت 18:59 توسط saba |

گزیده ای از واقعیت ها.

زن ها علاقه ی زیادی به ریاضیات دارند زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو قیمت لباس هایشان را ضرب در دو حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنچاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند.  (ماسل آشار)

به هنگام آسایش خدا را بشناس تا در سختی تو را بشناسد. (پیامبر اکرم(ص))

کتاب بزرگترین اختراع بشر می باشد. (شکسپیر)

کسی را که دوست داری رهایش کن که اگر سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده است. (شکسپیر)

غذایی که مردم را سالم نگه می دارد آن نیست که می خورند بلکه آن غذایی است که خوب هضم می کنند. (انیشتین)

در پی هر گریه آخر خنده ای است. (مولوی)

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است. (آنتونی رابینز)

+ نوشته شده در جمعه 1389/08/21ساعت 14:37 توسط saba |

جی میل شما خصوصی و محرمانه است!!!

آیا تا به حال متوجه تبلیغات مربوط به خوراکی ها یا برای مثال 

نسل بعدی آی فون در جی میل خود شده اید؟در واقع گوگل با اسکن کردن ای میل شما از طریق 

کلمات کلیدی به علایق شما پی برده و تبلیغات مربوط به آن را در جی میل قرار می دهد. 

اگر چه اسکن ای میل از طریق دستگاه انجام می شود و انسان ها دخالتی

در آن ندارند اما سال هاست که مبارزه کنندگان تجاوز به حریم خصوصی افراد در تلاش برای

 لغو آن هستند.

+ نوشته شده در جمعه 1389/08/07ساعت 12:24 توسط saba |

عجایب عدد هفت


الف) مقدمه: عدد هفت عددی است که شاید مثل همه ی عدد های دیگر در نظر ما عادی جلوه کند اما نگرش ما وقتی متبلور می شود که خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه «هفت» هایی در زندگی ما وجود دارند و ما در گیر و دار زندگی ماشینی و با بی تفاوتی از کنار آن ها رد می شویم مثلا شاید جالب باشد که بدانیم، رنگین کمان دارای هفت رنگ است .عجایب جهان، هفت تا هستند.(که به عجایب هفت گانه معروفند ) یا در یونان باستان، اسطوره ای با نام هفت خدای، در ذهن مردم نقش بسته است، ویا شهر عشق، که دراشعار عطار آمده است، هفت شهر می باشد، سوره ی مبارکه حمد، که اوّلین سوره ی قرآن کریم است، هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت وجهنم هر کدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است، موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه داد، هفت نوع ساز بادی وجود دارد و علاوه بر این هفت نت موسیقی وجود دارد(دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و… ب) تاریخچه: در سال ۱۸۸۹ میلادی کتابی ار یک جهان گرد منتشر شد که، از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ۶، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد. بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ۷ افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ). هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ۷ بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد۱۳ هم چنین سرنوشتی دارد…. ب) هفت و… نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.) ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود. برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس. یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد. به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید. عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند. در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر… علاوه بر این می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.

+ نوشته شده در شنبه 1389/08/01ساعت 15:23 توسط saba |

استقلال




به امید پیروزی!!!!!
+ نوشته شده در جمعه 1389/07/23ساعت 11:55 توسط saba |

" روز دختر مبارک "


   
+ نوشته شده در شنبه 1389/07/17ساعت 7:9 توسط saba |